ممنونم
سلامت باشید.
ممنونم
سلامت باشید.
سلام
امیدوارم همه خوب و سلامت باشید.
متاسفانه دسترسی من به دایرکت اینجا قطع شده است. میگوید که باید «احراز سنی» شوم!!! و متاسفانه فعلن به دلیل اختلال ممکن نیست.
از دوستانی که پیام دادهاند عذرخواهی میکنم.
به مدد آسمان، شرمندهی نگاه غریب شما نخواهم ماند!
«بگذارید مرد جوان در ناامیدیاش بیرون برود!»
خواستم بگویم از کوه و دشت برگشتم و همینجا در گودال تهرانم. از آنجایی که مناسبتهای زیادی پیشروست، اعلام میکنم از دعوتهای شما برای جشنها و میهمانیها و پارتیها استقبال میکنم.
یلدا برای ملیگراها، روز مرد برای مذهبیها و کریسمس برای اقلیتهای مذهبی؛ دیگر جای بهانه نیست!
دایرکت به روی شما باز است!
«رادی، شادی، آزادی»
چنین گفت و اینچنین آموخت، پس بر همین خواهم زیست!
آه ای عشق!
هرکه هستی
شجاعتت همراه من بود
در شهرهای سرد بسیار
پس از خیانت ایتاکا
هروقت قهوهای سفارش میدهم
در مکانهای ناشناس
هنوز میگويم، به سلامتی تو!
|لئونارد ناتان|
قربانت
خیلی ممنونم. سلامت باشی!
ممنون از احوالپرسی شما
بله، رو به بهبودیام انگار
قربانت شبره
بله متاسفانه🤦♂️
پس دلم خواست این را اینجا بنویسم و قدردان خودم باشم. قدردان اینشکلی تنها بودن خودم. قدردان اینکه قوتی در خود پروردهام که «تنهایی»، در مصیبتها بیشکیبم نمیکند؛ قوتی که دستم را گرفته و زانویم را محکم کرده، بیکه غمی برداردم، یا دهان به گلایه باز کنم، صبر و مراقبت کردهام و از هرچه سخت بوده گذشتهام.
همینطور که مایع اخرایی، شلنگ نازک را سر میخورد تا بدود توی رگهام، زل به سقف، یکباره چیزی یادم آمد و فکریام کرد.
در تمام این سالها، در اوج مصیبتهای اینچنینی، اینکه «تنها» هستم حتا آخرین فکری هم نبوده که به سرم بزند. یعنی هیچوقت نشده بگویم آخ که چه سخت است تنهایی دکتر رفتن و اینطور شدن و فلان و بیسار!
پیرزن تزریقاتی، سه سوراخ اضافه روی دستهام زد و به معنای کلمه آبکش شدم، تا سرم کوفتی درست شود.
هی میگفت رگهات نازک است. آخر قربان دستهای چروکیدهات، چشمهای تو نازک میبیند وگرنه همین یک هفته پیش آن همکار دیگرت به طرفهالعینی رگ را پیدا و سوزن را فرو کرد.
شبیه مسیح مصلوب شدم اما دلم نیامد دعوایش کنم!
این جماعت چرندوپرند با ضعف تکنیکی شدید، و نادانی نسبت به کلمه و جمله در زبان فارسی، تا همینجا کم به رپ فارسی گند نزده بودند، حالا هم که لعبتک این قبیل بازیها شدند، باید «طوطی اداره» و «بلبل آقای قاضی» صدایشان کنیم!
😂😂🤘
بهبه
مبارکه محمود جان🥳
امیدوارم شاد و سلامت باشی❤️
😂😂
قربانت
شما هم همینطور🤞
😂😂
قربانت محمود جان! محبت داری عزیزم!❤️
تازه، خیلی هم خوشمزه و تازهست. من خودم هربار صبح زود رسیدم تهران، یکی دوتا از همین نونها برداشتم، جاتون خالی! :))))
رنگین کمان
درسته که خیلی کارم زیاده و روزهای کاری خیلی پرفشاری رو میگذرونم و همزمان با این بیماری سمج که به جونم افتاده میجنگم، ولی دیروز این زیبایی باعث شد فراموش کنم همه سختیها رو.
😎
سلامت باشید!
😂🙌
خیر سرمان آمدیم به حال ِ همایونی چراغ سرد اینجا را بیافروزیم، نسیم یک ویروس به تنمان وزید و طومارمان پیچید و ریشهمان کند که زِپرت!!!
با تن چون یخ، به زیر صدمن لحاف با خودم دیدم که اکههی، زندگی به مویی بند است و خالق بیخیال بندهست!
پس گوارا باد هر آنچه میوزد و میلرزاند و میگذرد، چون ریسههای لبخند یار.
لذت ببر!
مانند برف آمد دلم، هر لحظه میکاهد دلم
آنجا همیخواهد دلم زیرا که من آنجاییام
|مولانا|
🙌
نه فکر نکنم، چون رو باقی چیزها جواب میده! 😞