مرا یاد و تو را خاطر فراموش ...
مرا یاد و تو را خاطر فراموش ...
خیلیچیزها برای همهی ما مُرده ، نباید بذاریم روحمون هم با اونا بمیره ...
#دیالوگ
- از تجربهتون با اون دختر، چه چیزی در خاطرتون باقی مونده؟
+ خاطرهی چشماش.
#دیالوگ
هشیار سری بُوَد ز سودای تو مست
خوش آن که ز روی تو دلش رفت ز دست
بیتو همه هیچ نیست در ملک وجود
وَر هیچ نباشد، چو تو هستی، همه هست
- زندگیِ آرومیه.
+ اینکه من میبینم تنهائیه!
#دیالوگ
فعلاً میسازم ، چه میشود کرد؛ مگر میشود دنیا را پاره کرد و از تویش خوشبختی را در آورد. همین است که هست ...
#نقل_قول
هیچ اصراری به نگه داشتن دوستای قدیمی نداشته باشین، آدما عوض میشن! عوض شدن آدما رو بپذیرین و ازشون عبور کنید!
#نقل_قول
باریکلا باریکلا
میدانم که آدمهای بسیاری در دنیا هستند که کارهای خوبی میکنند اما این کارها را همیشه نمیکنند، فقط آدم باید به موقع سر برسد. معجزهای هم در کار نیست.
#نقل_قول
انیمه Tengoku Daimakyou رو شروع کردم و انیمه خوبیه انگاری :-"
انیمه Kaijuu 8-gou هم خوبه و به گمونم خوشم اومده ازش :-"
سیزدهمون هم به در شد :-"
😍
بند همه غمهای جهان بر دل من بود
در بند تو افتادم و از جمله برستم ...
من آزادی رو پیدا کردم... وقتی تمامِ امیدت رو از دست بدی یعنی آزادی .
Fight Club (1999) - David Fincher
ما شکننده هستیم. همهی آدمها. بعضیها بیشتر، بعضیها کمتر ...
لحظات عمر زودگذرند، هر دم بر تشویش و اضطرابم میافزاید و امید از دلم رخت بر میبندد، با این وصف تنها چیزی که مرا زنده نگاه داشته است همان عشق به زندگی است ...
" دُن کیشوت - سروانتس "
همه باغ دلم آثار خزان دارد، کو؟
آن که سامان بدهد این همه ویرانی را
- جاییتون درد نمیکنه؟
+ جای بخصوصی نه... اما این روزا حال قلبم زیاد خوب نیست.
خداوندِ رحمان وجود نداره، پدر. فقط یه خدایِ عذاب هست...
تنهایی را دوست دارم، بهشرط آنکه هر از گاهی دوستی بیاید تا دربارهی آن با هم حرف بزنیم ...
داشتم به این فکر میکردم که از تمام اثرهایی که در زندگی بهجا میمونه، فقط یکیه که بیشتر از همه اهمیت داره؛ اینکه اثری از یک " انسان واقعی " از خودت بهجا بذاری ...
Dances with Wolves 1990
گویند سرانجام ندارید شما ...
ماییم که بی هیچ سرانجام خوشیم
سریال Secret Invasion رو هم شروع کردم ... چرا ؟!
چون فیلمهای بعدی مارول مطمئنا یه جورایی به داستان این ربط پیدا میکنه :-"
خوشبختانه نونواییها خلوت شده این روزها ... هر چند باید متاسف بود به گمونم !
وقتی خستهایم افکاری که سالها پیش به آنها غلبه کردهایم، هجوم میآورند...
اون قدیما مهمترین واکنشم بعد از قهر و دلخوری توی خونه این بود که غذا نمیخوردم ... دلم برای این هم تنگ میشه لعنتی :-<
خیلی ترسناکه که چطور نزدیکترین اطرافیانت میتونن با این سرعت باهات غریبه بشن ...
زندگی، گرمیِ دلهای به هم پیوستهست
تا در آن دوست نباشد، همه درها بسته است
انیمه Suzume no Tojimari رو هم دیدم ... قشنگ بود. البته به پای Your Name نمیرسه اما خوب بود و ارزش دیدن رو داره :-"